۱۱ تير ۱۳۹۸ ۱۰:۳۴
کد خبر: ۱۰۰۳۸

پرشیا دایجست - یک استاد دانشگاه در امریکا معتقد است: ایران گزینه های خوب زیادی ندارد. اگر ایران از برجام و یا بدتر از آن از پیمان منع گسترش سلاح‌ های هسته‌ ای خارج شود، احتمال اینکه ایالات متحده تحریم ها را کاهش دهد بسیار کم می شود و چنین اقداماتی خطر حمله نظامی به ایران را افزایش خواهد داد.

تنش ها میان ایران و امریکا در هفته های اخیر افزایش یافته است. اگرچه رئیس جمهور ترامپ گفته به دنبال جنگ نیست، اما ایران را به «محو کامل» تهدید کرده است. در مقابل ایران با هدف قرار دادن پهپاد امریکا نشان داد برای دفاع از خود کاملا آماده است. ایران همچنین قصد دارد از 16 تیر گام دوم کاهش تعهدات خود در توافق برجام را بردارد. در مقابل اتحادیه اروپا درباره هرگونه نقض برجام به ایران هشدار داده است.

در رابطه با این موضوع پرشیا دایجست با پروفسور شیرین هانتر مصاحبه ای انجام داده و نظر وی را جویا شده است. شیرین هانتر استاد و محقق مرکز مطالعات اسلامی - مسیحی دانشگاه جرج تاون است و کتاب ها و مقالات بسیاری درباره مسائل ایران منتشر کرده است. متن ترجمه شده این مصاحبه در ادامه می آید.

مقامات سیاسی و به خصوص فرماندهان نظامی ایران احتمال حمله نظامی ترامپ به ایران را ناچیز می دانند. با توجه به آغاز کمپین انتخاباتی ترامپ، آیا چنین تفسیری در امریکا (مقامات رسمی، رسانه ها و افکار عمومی) نیز وجود دارد؟

دیدگاه های موجود در ایالات متحده در مورد احتمال جنگ میان ایران و آمریکا متفاوت است. برخی معتقدند که با توجه به مخالفت شخصی ترامپ با جنگ، او به ایران حمله نخواهد کرد. با این حال، برخی دیگر نگرانند که ممکن است ترامپ توسط برخی از مشاورانش به سوی جنگ سوق داده شود. علاوه بر پومپئو و بولتون، بعضی از رهبران نظامی نیز موافق جنگ هستند. حتی در میان دموکرات ها، حامیان وفادار اسرائیل وجود دارند که اگر ترامپ به ایران حمله کند از وی حمایت می کنند. همچنین بر خلاف باور عمومی که جنگ فرصت رییس جمهور را برای انتخاب مجدد تضعیف می کند، در زمان جنگ عموم مردم معمولا از رئیس جمهور فعلی حمایت می کنند. بنابراین، این واقعیت که ترامپ در حال و هوای مبارزات انتخاباتی است، نباید ایران را آسوده خاطر کند. همچنین خطر جنگ تصادفی وجود دارد. حادثه اخیر سرنگونی پهپاد آمریکایی به راحتی می توانست به یک درگیری شدیدتر تبدیل شود. ترامپ همچنین به تحقیر و توهین بسیار حساس است و ممکن است نسبت به چنین توهین هایی از سوی رهبران ایران واکنشی غیرمنطقی نشان دهد. به طور خلاصه، هرگونه احساس رضایت از جانب ایران و رهبران نظامی آن، خطراتی جدی را به همراه دارد. ایران باید برای بدترین سناریوی ممکن برنامه ریزی و از آن جلوگیری کند.

مقامات ایران از جمله رئیس جمهور روحانی و وزیر خارجه ظریف بارها عنوان کردند ایران تحت فشار مذاکره نمی کند، اما احترام را با احترام پاسخ خواهد داد. چرا رئیس جمهور ترامپ حاضر نیست برای رسیدن به هدف خود (مذاکره و توافق با ایران) راه دومی جز فشار حداکثری را امتحان کند؟

در برخی مواقع، ترامپ لحن خود را نرم کرد و خواستار گفتگوهای بی قید و شرط شد که نسبت به موضع پومپئو یک تغییر بود؛ چراکه پمپئو خواستار تحقق دوازده شرط از سوی ایران بود. مشکل این است که همانطور که ایران قبول مذاکره را مخالف غرور و عزت ملی خود می بیند، ترامپ نیز نمی تواند اینطور نشان دهد که در برابر ایران کوتاه آمده است. راه حل برای هر دو طرف ایجاد امتیازات همزمان است که می تواند حفظ اعتبار و غرور را به همراه داشته باشد. تشدید انتقام جویی حتی اگر لفظی باشد بسیار خطرناک است.

در یک سال اخیر ایران علی رغم پایبندی به توافق برجام (به اذعان آژانس بین المللی انرژی اتمی) با تحریم های شدیدی روبرو شده است. با خروج از برجام ایران با تحریم های شدیدتری روبرو می شود. بنابراین ایران باید چه سیاستی در پیش بگیرد؟

واقعیت این است که ایران گزینه های خوب زیادی ندارد. اگر ایران از برجام و یا بدتر از آن از پیمان منع گسترش سلاح‌ های هسته‌ ای خارج شود، احتمال اینکه ایالات متحده تحریم ها را کاهش دهد بسیار کم می شود. به احتمال زیاد، چنین اقداماتی خطر حمله نظامی به ایران را افزایش خواهد داد. در شرایط کنونی، هر چقدر هم که دشوار باشد، ایران باید سیاست مذاکره با امریکا و به طور کلی مشارکت در روند حل و فصل اختلافات خود با ایالات متحده را برگزیند. واقعیت این است که بین ایران و ایالات متحده مسائل دوجانبه وجود ندارد. اکثر اختلافات آنها مربوط به مسائل ایدئولوژیک و سیاست های منطقه ای ایران است، از جمله اینکه ایران اعلام کرده قصد دارد آمریکا را از خاورمیانه بیرون کند. دلیل اینکه برنامه هسته ای ایران تبدیل به یک نگرانی جدی برای آمریکا شد به خاطر همین اختلافات بود. به عنوان مثال، این امر در مقایسه با موضع آمریکا نسبت به پاکستان بسیار متفاوت است. علت اینکه امریکا با سلاح های هسته ای اسلام آباد مخالفت نمی کند این است که پاکستان در سوریه دخالتی نمی کند و به طور مستقیم در درگیری های بین اعراب و اسرائیل وارد نمی شود. تنها عامل مهم تنش بین ایالات متحده و ایران موضوع اسرائیل است.

بسیاری از تحلیل گران بین المللی معتقدند فشار حداکثری برای تغییر رویکرد ایران به شکست انجامیده یا راه به جایی نخواهد برد. اگر ترامپ نیز به این نتیجه گیری برسد آنگاه چه خواهد کرد؟ آیا پلن B او جنگ خواهد بود؟

وارد کردن فشار حداکثری از یک جنبه بی تاثیر بوده است، اینکه ایران را مجبور به رفتن به میز مذاکره نکرده است. با این حال، از یک جنبه دیگر موثر بوده است. ایران اکنون از لحاظ اقتصادی و اجتماعی شکننده تر از مثلا پنج سال پیش است. فشارهای اقتصادی در نهایت می تواند منجر به آشفتگی سیاسی شود. بنابراین، ترامپ می تواند هیچ کاری انجام ندهد و فقط وضعیت موجود را حفظ کند و تماشا کند که ایران به تدریج از بین برود. همانطور که تجربه چند سال اخیر نشان داده است، هیچکس، از جمله به اصطلاح شرکای ایران، چین و روسیه، حاضر به کمک به ایران در مقابله با آمریکا نبوده اند. اما برای ایران وضعیت فعلی قابل ادامه نیست. اگر ایران با حمله به علایق آمریکا در منطقه بخواهد به تحریم ها پاسخ دهد، این امر باعث حمله آمریکا خواهد شد. به طور خلاصه، گزینه های ایران واقعا محدود هستند.

ظریف وزیر خارجه ایران بارها عنوان کرده «جهان در حال گذار است و اکنون امریکا ابرقدرت نیست که هرچه خواست، همان بشود.» اما در یک سال اخیر امریکا با خروج از برجام دیگر کشورها را هم ملزم به رعایت تحریم های خود علیه ایران کرد. نظر شما درباره دیدگاه ظریف چیست؟

ظریف، وزیر امور خارجه ایران هنگامی که به تحلیل سیاست های جهانی و نظام بین المللی می پردازد واقع گرا نیست. درست است که جهان در حال تغییر است، اما چنین تغییراتی بسیار زمانبر هستند و در حال حاضر ایران زمانی ندارد. همچنین، درست است که به دلیل ظهور قدرت های دیگر، قدرت نسبی آمریکا کاهش یافته است؛ اما در میان قدرت های موجود، آمریکا در میان همقطاران خود همچنان اولین است و هنوز هم قدرتمندترین کشور از نظر اقتصادی و نظامی است. علاوه بر این، آنچه که ظریف فراموش کرده این است که دیگران، از جمله روسیه و چین، سطح مشابهی از خصومت نسبت به آمریکا که ایران پس از انقلاب 1357 نشان داده است را ندارند. آنها ایالات متحده را در مورد مسائل خاصی که مستقیما مربوط به خودشان می شود به چالش می کشند، اما آنها آمریکا را در سطح نظام بین الملل به چالش نکشیده اند. علاوه بر این، واقعیت های تجارت و نظام مالی بین المللی آمریکا را بر دیگر کشورها برتر می کند. چین و اروپا هر دو به تجارت با آمریکا وابسته هستند. از این رو آنها تمایلی به حمایت از ایران در مقابله با آمریکا ندارند. هر مزیتی که ایران در اختیار آنها قرار دهد، نمی تواند از دست دادن بازار آمریکا را جبران کند. به طور خلاصه، در مواجهه با آمریکا، ایران تقریبا تنها است. من حتی شک دارم که در صورت بروز جنگ نظامی، به اصطلاح نمایندگان ایران در خاورمیانه به آمریکا حمله کرده و در نتیجه خود را به خطر بیاندازند. همه در چهل سال گذشته از منازعه ایران با آمریکا به نفع خود استفاده کرده و هیچ وقت از ایران در منازعه اش با آمریکا فراتر از حرف های توخالی حمایتی نکرده اند. امروز چین و روسیه و حتی ترکیه و اعراب بدشان نمی آید ایران خود را در جنگ نظامی با آمریکا از پا بیاندازد و توجه آمریکا را از آنها دور کند، اگرچه اظهاراتی خلاف این دارند. در واقع، حساب کردن روی نابودی قریب الوقوع آمریکا به عنوان اساس سیاست خارجی ایران، بسیار خطرناک است.

برای خواندن اخبار سیاسی اینجا کلیک کنید

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
پر بازدیدها
آخرین اخبار