۰۹ مرداد ۱۳۹۷ ۱۳:۱۵
کد خبر: ۲۲۳۰

پرشیا دایجست - در تاریخ ایران «آب» همواره از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است؛ به ‌نحوی‌که برخی حتی نوع حکومت در ایران را به کمبود منابع آبی و نحوه مدیریت آن مرتبط می‌دانند. مسئله کم آبی تاریخی کشور ایران، به ‌واسطه نوع سیاست‌گذاری‌های دهه‌های اخیر برای دستیابی به توسعه، بحرانی شده است؛ به نحوی که امروزه کشور ایران درگیر بحران آبی است که به‌ عنوان سومین تهدید جدی کشور در شورای امنیت ملی اعلام شده است.

از اولین برنامه عمرانی هفت ساله در سال 1327 و اولین برنامه پنج ساله توسعه در سال 1368 در جمهوری اسلامی ‌ایران تا کنون، توسعه همواره یک هدف مطلوب بوده است؛ اما تلاش برای دستیابی به توسعه بدون توجه به مبانی آن، ظرفیت، توان منابع طبیعی و حتی مزیت نسبی اقتصادی مناطق مختلف کشور موجب تشدید و تعمیق مسئله آب در ایران گردیده است؛ به‌نحوی‌که بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس تنها در دوره پانزده ساله اخیر حجم آب مهار شده توسط سدها در کشور حدود 50 درصد نسبت به ابتدای دوره افزایش داشته است در صورتی که طی این 15 سال حداکثر 60 درصد مخزن سدها دارای آب بوده و این نشان دهنده ضعف در مکان‌یابی و طراحی حجم سدها بوده است.

این نوع سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها، مسئله آب را بسان موضوع تراژدی دارایی‌های عمومی کرده است. تراژدی دارایی‌های عمومی ‌اعلام می‌کند که: سوءاستفاده آدمی ‌از ظرفیت بُردِ منابع عمومی ‌(طبیعی) به تخریب منجر گردیده و هیچ نوع ضابطه یا جریمه یا هزینه‌ای برای جلوگیری یا جبران خسارت و نابودی این ظرفیت بُرد جذب این منابع وجود ندارد.

می‌توان بین بحران آب فعلی و تمامی ‌سیاست‌های گذشته ارتباطی برقرار کرد، بین اصلاحات ارضی در دهه 40، قانون توزیع عادلانه آب در دهه 60، سیاست‌‌های جمعیتی دهه 60، سیاست‌های دوران سازندگی و ... تاکید بر خودکفایی محصولات کشاورزی، اقتصاد سیاسی توسعه دولت‌های نهم و دهم و بحران آب فعلی رابطه‌ای وجود دارد. گرچه مدیریت ناکارآمد منابع آب ایران مربوط به 50‌ سال گذشته می‌شود، اما دولت نهم و دهم ضربه کاری را به پیکره نحیف منابع آب کشور وارد کرده است. به‌گونه‌ای که تنها 54 سد بزرگ بدون ارزیابی‌های زیست‌محیطی در دولت محمود احمدی‌نژاد احداث شده است یا تعداد چاه‌های بدون مجوز در دولت نهم و دهم به 300‌ هزار حلقه رسید.

احمدی‌نژاد به‌سرعت و بدون مطالعه در هر منطقه‌ای که خوشایند و مورد تقاضای نمایندگان مجلس بود، کلنگ احداث یک سد را به زمین می‌زد که بحران آب در ایران جدی و جدی‌تر می‌شد. بحرانی که نه‌تنها هزینه‌های سنگین عمرانی به کشور تحمیل کرد که منابع آبی ایران را به تاراج برد.

بر اساس آمار و اطلاعات موجود، بیشترین میزان جفاکاری به منابع آب زیرزمینی، در دوران هشت‌ساله دولت نهم و دهم اتفاق افتاده ‌است. در این دوره، به‌طور متوسط روزانه بیش از 100 حلقه چاه غیرمجاز به بهره‌برداری رسیده ‌است، رئیس دولت دهم در سفری که به شهرستان فیروزکوه داشت، برای تشویق کشاورزان به برداشت آب از منابع زیرزمینی و بی‌اعتنایی به ضوابط و مقررات، گفته ‌بود: «مناطق ممنوعه یعنی چی؟ این دکان وزارت نیرو است. هرکس هرجا توانست، چاه حفر کند.»

به این‌ترتیب، به‌بیانی تیر خلاص به منابع آب کشور زده ‌شد. در فاصله کوتاهی حدود 300 هزار حلقه چاه غیرمجاز در مناطقی که در شرایط بحرانی از نظر وضعیت سفره آب زیرزمینی به‌سر می‌بردند، به چاه‌های موجود اضافه شد و مسابقه‌ای برای برداشت آب و تخریب طبیعت آغاز گردید. بیلان منفی برداشت آب از زمان انقلاب تا قبل از دولت احمدی‌نژاد منفی 45 میلیارد مترمکعب بود، اما در هشت سال دولت احمدی‌نژاد 75 میلیارد مترمکعب به آن اضافه شد.

در رابطه با موضوع توسعه و نوع اقتصاد سیاسی توسعه، به‌نظر یکی از صاحب‌نظران، توسعه دارای چهار سطح است: رشد خام، رشد پیچیده، تحول فکری و تحول رفتاری. رشد خام عبارت است از تکثیر وضع موجود. یک کارخانه، دو تا شود، یک سوله دو تا شود. ساده‌ترین مسیر رشد همین تکثیر وضع موجود است. شما پول داشته باشید، نفت داشته باشید، این را محقق می‌کنید. مدام سوله بزنید، مدام کارخانه بسازید، وام بدهید تا مردم کارخانه بسازند. بنابراین ابزار این رشد، سرمایه‌گذاری است. یعنی صرفاً تکثیر ساده وضع موجود، یعنی با همین فناوری کنونی و با همان شیوه‌های گذشته مدیریتی، کارخانه‌های تازه و فعالیت‌های تازه راه‌اندازی کنیم. این نوع رشد، منجر به افزایش درآمد و احتمالاً افزایش رفاه هم می‌شود، اما محدودیت دارد.


بیشتر بخوانید:

واکنش ها به طرح نتانیاهو برای ایران

 97 درصد مساحت ایران دچار خشکسالی بلندمدت است


این سطح، تا یک حدی می‌تواند جلو برود؛ اگر دو سطح دیگر با آن همیاری نکنند، رشد خام در جایی متوقف می‌شود. در واقع با توجه به این موضوع می‌توان گفت اقتصاد سیاسی توسعه حاکم در ایران مبتنی بر رشد خام بوده است. این نوع رشد  به پشتوانه پول حاصل از فروش نفت، هرگز مجال تفکر و تلاش برای رفتن به مراحل بالاتر توسعه را که همانا رشد پیچیده، تحول فکری و تحول رفتاری است را فراهم نیاورد و از همین رو موجب بروز برخی آسیبهای بزرگ به محیط زیست و منابع طبیعی از جمله «آب» گردید.

از همین رو نیز باید قبول کنیم که ما در ایران با بحران آبی مواجه هستیم که بیش از آن‌که ریشه در عوامل طبیعی داشته باشد، ریشه در عوامل انسانی و به یک معنا ریشه در اقتصاد سیاسی توسعه در ایران دارد. بحرانی که هر چند بنا به بیان برخی چندان از سوی مردم و مسئولین جدی گرفته نشده است؛ اما آثار آن ‌را می‌توان در تنش‌های آبی صورت گرفته طی چندین سال اخیر مشاهده کرد، تنش‌هایی که هر چه پیشتر می‌رویم بر شدت و دامنه آن افزوده می‌شود، چرا که ورود به سه دهه خشکسالی، تداوم اقتصاد سیاسی توسعه به شیوه سابق و کاهش بارندگی در ایران و منطقه خاورمیانه، ابعاد بحران آب را وارد حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و امنیتی خواهد کرد.

شایسته است پیش از رسیدن به «نقطه بی‌بازگشت» سیاست‌گذاری‌های و عواملی که بر وضعیت آبی کشور موثر بوده‌اند، فهم شده و با توجه به آن راه‌حل‌هایی برای مدیریت این بحران اندیشید. متاسفانه تا کنون تشخیص علل و دلایل بحران کم آبی توسط مسئولین به خوبی صورت نگرفته و از همین رو هم راه حل های پیشنهادی و اجرایی توسط مسئولین چون حفر چاههای ژرف، انتقال آب بین حوزه ای و .... به پیچیده و حادتر شدن مسئله کم آبی منجر خواهد شد.

فهم صحیح علل و دلایل وقوع پدیده ها، منجر به یافتن  راه حل های مناسب می گردد؛ در غیر اینصورت هر به ظاهر راه حلی، تنها موجب تعویق بحران و بروز مخرب تر آن در آینده خواهد بود.

حبیب رضازاده- دانشجوی دکتری مسائل ایران، دانشگاه تربیت مدرس

برای خواندن اخبار اجتماعی اینجا کلیک کنید

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
]