۲۵ بهمن ۱۳۹۷ ۱۱:۲۹
کد خبر: ۶۵۷۲

پرشیا دایجست - حتما شما نیز عشق را تجربه کرده اید. مگر می شود انسان بود و عاشق نشد؟ تجربه ای که شاید آن را لذت بخش ترین تجربه زندگی دانست. عشق درد است و درمان، شیرین است و تلخ، امیدبخش است و ویران کننده؛ عشق همه اینها است، اما اینها همه نیست. عشق در زبان و تفسیر نمی گنجد، اما ما قصد داریم روایت آن را در سرزمین ایران برای شما شرح دهیم.

نماد عشق شهر تهران

نامش یاقوت بود، اما همه او را با نام زن سرخ پوش می شناختند. با لباس، کفش، کیف و جوراب قرمز رنگ هر روز و برای حدود 30 سال ساکت و آرام در میدان فردوسی تهران می ایستاد و انتظار می‌کشید. مردم معتقد بودند که او دل به مهر جوانی بسته و بر سر قرار آمده است، اما معشوق بر سر قرار نیامده و این عاشق سرگردان سال هاست که همان جا در انتظار ایستاده است. از حدود 35 سال پیش دیگر کسی یاقوت را ندید. با این حال تهران او را فراموش نکرد به طوری که چندسال پیش در پرفورمنس «بانوی سرخپوش» در میدان فردوسی، زنان سرخ پوش زیادی گرد هم آمدند تا یاد یاقوت را گرامی دارند. او تبدیل به نماد عشق در شهر تهران شده است.

عشق در نزد ایرانیان همیشه از جایگاه والایی برخوردار بوده است؛ اما امروز عشق در جامعه معاصر ایران متفاوت از گذشته در جریان است. اگر در گذشته معیار عاشقی برای دختران، غیرت، مردانگی و صداقت مرد بود، امروز پول حرف اول را می زند. برای پسران نیز اگر در گذشته حیا، پاکدامنی و مهربانی مهم بود، امروز زیبایی دختران بیشترین نقش را در عاشق شدن پسران ایفا می کند. دکتر اصغر کیهان نیا روانشناس در تهران معتقد است: «از آنجا که در گذشته زندگی ها، «خانواده گستر» بود و افراد بعد از ازدواج با خانواده زندگی می کردند و مسکن و شغل آنها نیز توسط خانواده تامین می‌شد؛ لذا مادیات در انتخاب برای ازدواج نقش مهمی نداشت. اما در چند دهه اخیر زندگی، «هسته ای» شده است و افراد خود باید مسکن و شغل داشته باشند و لذا نقش پول و مادیات در مسائل عاطفی پررنگ شده است؛ چنانکه اریک فروم معتقد است پول می تواند عشق بیافریند.» با این حال به نظر می رسد هنوز استثنائاتی وجود دارد و هستند کسانی که معیارهای گذشته برایشان اهمیت دارد.

تفاوت دیگر به تجارب متعدد عاشقی برمی گردد. اگر در گذشته افراد یکبار ممکن بود در طول عمر عاشق شوند، امروز دفعات عاشق شدن در جامعه ایران بسیار بیشتر شده است. بسیاری از دختران و پسران هستند که از سن نوجوانی بارها عاشق و فارغ می شوند؛ البته اگر بتوان نام آن را عشق گذارد. کیهان نیا در این باره به پرشیا دایجست می گوید: «عشق در زمانه کنونی سه ویژگی دارد: 1- نیاز به جفت 2- نیاز به تایید 3- نیاز به سکس. لذا به این معنا عشق در جامعه امروز ایران وجود دارد.» وی در پاسخ به این سوال که چرا با تعدد تجارب عاشقی در جامعه امروز مواجه هستیم می گوید: «برخی عوارض جهانی شدن همچون جنبه منفی شبکه های اجتماعی، شبکه های ماهواره ای و سریال هایی که خیانت و روابط مثلثی را تبلیغ می کنند و قبح خیانت و تنوع طلبی را شکسته اند در کنار افزایش افراد تازه به دوران رسیده و مصرفی شدن خانم ها باعث شده افراد با تجارب متعدد عشق روبرو شوند.» با این حال به نظر می رسد عشق با هر کیفیت و کمیتی، همچنان یک تجربه لذت بخش در زندگی جوانان ایرانی است.

البته جوانان ایرانی در ابراز عشق خود با محدودیت هایی مواجه هستند. اگرچه دین اسلام جایگاه والایی برای عشق و محبت قائل است، اما آن را صرفا در روابط رسمی و شرعی میان زن و شوهر جایز می داند. لذا از آنجا که اسلام دین رسمی نظام سیاسی ایران است، روابط آزاد میان دختران و پسران در انظار عمومی غیرقانونی است. از این منظر جوانان ایرانی خیلی نمی توانند همچون جوانان کشورهای غربی آزادانه به عشق ورزی در انظار عمومی پرداخته یا روابط جنسی قبل از ازدواج داشته باشند.

کیهان نیا معتقد است این محدودیت ها تاثیر منفی دارد. این روانشناس به پرشیا دایجست می گوید: «اکنون روابط دختر و پسر در ایران تابو است که این امر باعث نوعی کشش بیمارگونه و تمایل شدید به جنس مخالف شده است و چون این تمایل سرکوب می شود نوعی مقاومت منفی شکل می گیرد. بدین ترتیب این کشش ها معیار منطقی نخواهد داشت و بیش از آنکه عقلایی باشد، احساسی و یا مربوط به نیاز جنسی خواهد بود.»

با این حال فضای جامعه ایران و به خصوص شهر تهران در سال های اخیر آنقدر باز شده است که جوانان بتوانند از لذت عشق کام بگیرند. گاهی وقت ها در برخی پارک های تهران یا کافه ها می توان جوانانی را دید که در حال بوسیدن یکدیگر هستند. یکی از این پارک های رمانتیک، پارک جمشیدیه در شمال تهران است که با کفپوشی سنگی یکی از پارک های پرطرفدار تهران برای قدم زدن است. پارک آب و آتش که توسط پل زیبای طبیعت که یک پل دو طبقه پیاده‌رو و غیرخودرویی است و به پارک طالقانی متصل می شود نیز یکی دیگر از پاتوق های زیبا و عاشقانه جوانان تهرانی است. به این لیست می توان باغ موزه هنر ایرانی، باغ موزه سینما، پارک ملت و چندین و چند کافه تاریخی یا شیک و مدرن در تهران را نیز اضافه کرد که از دیگر پاتوق های قرارهای عاشقانه این روزهای تهران محسوب می شوند. همچنین جوانان ایرانی همچون جوانان غربی 25 بهمن، روز ولنتاین را جشن می گیرند و به یکدیگر هدیه می دهند؛ اگرچه ایرانیان باستان خود روز خاصی با عنوان روز عشق دارند که به دلیل عدم تبلیغ و توجه از سوی دولت و رسانه ها، از سوی جوانان استقبال نمی شود.   

عشق در دوران ایران باستان

در ایران باستان، میان آریاییان روزی موسوم به روز عشق بوده است که آن را سپندارمذگان می نامیدند. این روز در تقویم زرتشتی مصادف با پنجم اسفند ماه و در تقویم جدید ایرانی که شش ماه اول سال سی و یک روز حساب می شود، مصادف با 29 بهمن است. سپندارمذ لقب ملی زمین و به معنای گستراننده، مقدس و فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. به همین دلیل در فرهنگ ایران باستان «سپندارمذ» را به عنوان نماد عشق می پنداشتند. پسوند «گان» هم به معنی «جشن» است و در نتیجه «سپندارمذگان» به معنی جشن روز زن و زمین است.

جشن سپندارمذگان روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده است. در این روز مردان، زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند. به این روز مردگیران نیز می‌گفتند که طی آن زنها می‌توانستند با آزادی و اختیار خویش مرد زندگی خود را انتخاب کنند.

در باور ایرانى، مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است و در برابر آن زن نیز داراى مهرورزى، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. لذا زن و مرد در کنار هم معنا پیدا می کنند و هیچ یک به تنهایی به اوج سعادت نمی رسند. 

جشن سپندارمذ، به زنان همسردوستی و پارسایی را نیز یادآوری می‌کرد چراکه سپندارمذ را نگهبان زمین و زنان پارسا و شوهردوست می دانستند. از این روی در جشن سپندارمذگان یک درک متقابل میان مردان و زنان شکل می گرفت.

از آنجا که در فرهنگ ایرانی، واژه «عشق» با وفاداری و همسر دوستی ارتباط دارد و زن نماد عشق است؛ جشن سپندارمذگان، عشقی پاک و مبتنی بر درک متقابل را به ما یادآوری می‌کند.

عشق در ادبیات فارسی

عشق در شعر و ادبیات فارسی از جایگاهی بسیار والا برخوردار است. بسیاری از شاعران و ادیبان ایرانی در طول عمر خود به توصیف و ستایش عشق پرداخته اند. شعرایی همچون سعدی، حافظ و ... آثاری عاشقانه سروده اند که شهرت جهانی دارد. در ادبیات کلاسیک ایرانی، عشق پاک زنانه (بیژن و منیژه، گشتاسپ و کتایون) در مقابل عشق ناپاک زنانه (سیاوش و سودابه) قرار دارد و عشق پاک مردانه (لیلی و مجنون) در مقابل عشق ناپاک مردانه (خسرو و شیرین) دیده می شود. در ادبیات ایران همچنین عشق کاملا سنتی ایرانی (زال و رودابه) در مقابل عشق اجباری (ویس و رامین) قرار می گیرد و حکایت هایی از عشق کورکورانه (وامق و عذرا) نیز روایت می شود.

یکی از مهم ترین داستان های عاشقانه فارسی که تبدیل به نمادی از عشق و عاشقی در فرهنگ عامه ایرانی ها نیز شده است، داستان خسرو و شیرین است. خسرو و شیرین عنوان اثری منظوم و عاشقانه از شاعر ایرانی، نظامی گنجوی است. این منظومه، داستان عشق خسرو پرویز پادشاه بزرگ ساسانی و شیرین شاهزاده ارمنی است. این داستان را شاعران دیگر همچون فردوسی در شاهنامه نیز بیان کرده اند و نسخه‌های مختلفی از آن با عناوین «شیرین و فرهاد» هم موجود است. این منظومه که 6150 بیت دارد و نظامی برای سرودن آن بیش از 16 سال وقت صرف کرده ‌است، مابین سال های 1175 تا 1191 میلادی سروده شده است. نظامی گنجوی در داستان خسرو و شیرین، شکوه باستانی ایران و ارزش والای زن و ازدواج در ایران باستان و نقش و اهمیت پیشوایان دینی، حکیمان و هنرمندان را بیان می‌کند. در این داستان، اصالت‌های اخلاقی و انسانی ایران باستان و نقش والای فکر و کرامت‌های انسانی در آن زمان نشان داده شده ‌است.

لیلی و مجنون دیگر اثر نظامی گنجوی است که 4700 بیت دارد و از یک افسانه عربی الهام گرفته شده و داستان دختر و پسری نابالغ است که در مکتب خانه به یکدیگر دل می‌بندند؛ اما عشق آنها فرجامی ندارد و از این رو داستان لیلی و مجنون نماد عشق ناکام اما عفیف شده است. منظومه لیلی و مجنون نظامی به زبان‌های گوناگونی همچون آلمانی، فرانسوی، انگلیسی، روسی و ارمنی ترجمه شده ‌است.


بیشتر بخوانید:

عشاق 1800 ساله، اینبار در همدان

جشن باستانی تیرگان برگزار شد

جشن باستانی سده (تصاویر)

♦ کشف اسکلت مرد و زن اشکانی در همدان


عشق از زمان هم قوی تر است

در سال 1972 میلادی یک زوج اسکلت با قدمت 800 سال پیش از میلاد در حسنلو کشف شد. آنها چنان در آغوش هم قرار گرفته‌ بودند که به نظر می‌رسید پیش از مرگ، در حال بوسیدن یکدیگر بوده اند. اسکلت این مهرورزان در سال 1974 توسط موزه دانشگاه پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شد که از آن با عنوان عشاق حسنلو و بوسه 2800 ساله یاد شد.

عشاق معروف ایرانی

از عشاق معروف ایرانی که آوازه عشق میان آنها، از محدوده زمانی و مکانیشان گذشته و شهرت ملی یا حتی بین‌المللی پیدا کرده اند می توان از امیر ارسلان و فرخ لقا، بهرام و گل اندام، بیژن و منیژه، خسرو و شیرین، رستم و تهمینه، ویس و رامین، فرهاد و شیرین و ... نام برد.

موسیقی عاشقانه ایرانی

موسیقی ایرانی با عشق عجین است و برخی موسیقی دانان آن را در مقایسه با موسیقی غربی، غم انگیز توصیف کرده اند. از نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به باربد، نکیسا و رامتین و موسیقی دانان و خوانندگان معاصر به ابوالحسن صبا، غلامحسین بنان، محمدرضا شجریان، حسین علیزاده، کیهان کلهر و ... اشاره کرد.

نگارگری عشق

عشق، نگین و قلب نگارگری ایرانی است. نگارگران، اغلب در قصه‌ها، صحنه‌های خاصی را انتخاب و نقاشی کرده‌اند که انتخاب و تصویرگری این صحنه‌ها ملهم از کل قصه است. نگارگری ایرانی رابطه‌ تنگاتنگی با شعر فارسی دارد. کاربست موضوعات عاشقانه بر ترکیب بندی و فضاسازی و رنگ پردازی نگاره ها تاثیر گذاشته است و وزن، ریتم و ضرب آهنگ همانندی در نگاره های عاشقانه و محتوای ادبی آن می توان مشاهده نمود.

همان سبک نگارگری که در دوران پیش از اسلام در دیوار نگاره‌ها از آن استفاده می‌شد، به دست نگارگران ایرانی سده‌های میانه بازآفرینی شد و احتمالاً در همان دوران به روی کاغذ برده شد. به همین دلیل است که پژوهشگران ایرانی از به کارگیری واژه مینیاتور اکراه دارند و ترجیح می‌دهند از واژه "نگاره" که به جای اشاره به ابعاد، به سبک این آثار اشاره دارد استفاده کنند. این نگاره‌ها به دو صورت آلبوم و کتاب خطّی یافت می‌شوند که هر دو به سلیقه‌ درباری برای خرسندی پادشاه زمانه و یا به عنوان هدیه‌ درباری برای پادشاهان و شاهزادگان کشورهای همسایه تهیّه می‌شدند.

یکی از ویژگی‌های نگارگری ایرانی، گذشته از داشتن ویژگی‌هایی مانند مضامین رنگارنگ، ظاهر ساده و توده‌های پرتراکمی از جزئیات که با دقّت و ظرافتِ فراوان نگاره‌پردازی شده‌اند، شباهتِ انکار‌ناپذیری است که میان پیکره‌ زن و مرد دیده می‌شود که نمودی از تأثیر زبانِ فارسی، زبانی بدون جنسیّت و هم‌چنین شعرهایی است که این نگاره‌ها را همراهی می‌کردند.

دو صحنه‌ای که پیوسته در نگاره‌های ایرانی دیده می‌شوند، یکی نوشیدنِ می است (حتّی اگر شخصیّت‌ها جام شراب در دست نداشته باشند، کوزه و جام‌های می در کنار آنها بر زمین دیده می‌شوند) و دیگری صحنه‌های عاشقانه‌ای است مانند در آغوش گرفتن یا نگاه های عاشقانه دو معشوق به یکدیگر. امروز نگارگری عشق در ایران با برخی ابتکارات همراه است؛ چنانکه اخیرا یک طراح به نگارگری داستان عاشقانه خسرو و شیرین بر روی یک مانتو (لباس اکثر خانم های ایرانی برای بیرون از منزل) اقدام کرد.

عشق در ادبیات معاصر ایران

از میان شعرا و ادبیان معاصر ایران که داستان ها یا اشعار عاشقانه ای نوشته اند می توان به سهراب سپهری، احمد شاملو، نادر ابراهیمی، فتانه حاج سیدجوادی و ... اشاره کرد.

نماد عشق در ایران باستان

سیب در فرهنگ ایرانی با سپندارمذ پیوند دارد و جالب آنکه این میوه تا حدودی به قلب که امروزه نماد جهانی عشق محسوب می شود شباهت دارد.

عشق در سینمای ایران

سینمای ایران نیز همچون شعر و ادبیات آثار مهمی در ژانر عاشقانه تولید کرده است. برخی از مهم ترین آنها عبارتند از: هامون (1989) داریوش مهرجویی، لیلا (1996) داریوش مهرجویی، قرمز (1998) فریدون جیرانی، شب های روشن (2003) فرزاد موتمن، دختری با کفشهای کتانی (1999) رسول صدرعاملی و ... .

برای خواندن اخبار اجتماعی اینجا کلیک کنید

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
پر بازدیدها
آخرین اخبار
]